Home » د صحابه ؤ سیرت » صحابی که ملایکه غسلش دادند!
11954-961

صحابی که ملایکه غسلش دادند!

نوشته: عبدالقادر ابراهیم
ترجمه: عبدالخالق احسان

نام و نسب:
نام او حنظله فرزند ابوعامر راهب انصاري اوسي بوده، پدرش عمرو بن صيفي يا عبد عمرو بن صيفي از قبيله بني عمرو بن عوف و ملقب به ابوعامر راهب بود.

مسلمان شدن:
وقتی كه پيامبر صلي الله عليه وسلم بمدينه آمدند، حضرت حنظله رضي الله عنه بدين اسلام مشرف گرديد، در حالي كه پدرش دشمني خود را با پيغمبر و نفرت از دين اسلام اعلان نموده و مناظره ی بين پدر حنظله و رسول معظم اسلام صلی الله علیه و سلم به وقوع پيوست.
مناظره بين رسول خدا صلي الله عليه وسلم و ابو عامر:

پدر حنظله ابوعامر راهب بود كه از ظهور رسول خدا صلي الله عليه وسلم سؤال مي نمود و از علمای يهود اوصاف پيامبر را جويا ميشد و لباس راهبانه مي پوشيد، وقتي رسول صلي الله عليه وسلم به پيغمبري مبعوث شد، ابو عامر حسادت کرده و عداوت خود را آشكار نموده و براي جنگ عليه پيامبر صلي الله عليه وسلم با قريش تعهد نمود. در جنگ احد گودال هاي حفر نمود تا مسلمانان در آنها بيافتند ورسول معظم اسلام به يكي افتاد.او كسي بود كه مسجد ضرار را در پهلوي مسجد قباء بناء كرد تا عليه اسلام و مسلمين را يزني كنند.

آغاز مناظره: وقتی رهبر بشريت به مدينه منوره تشريف آوردند، ابوعامر گفت: اين چه ديني است كه آورده اي ؟ رسول الله فرمود: دين ابراهيم حنيف را آوردم، ابو عامر گفت: من هم بآن دينم، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: تو پيرو آن دين نيستي، ابوعامر گفت: اما تو در دين حنيفي ( مايل از باطل بسوي حق) چيزهاي كه از آن نيست داخل كرده اي، رسول خدا فرمود: من اينكار را نكردم؛ بلكه اين آيئن صاف وخالص را آورده ام، ابوعامر گفت: خداوند دروغگوي را غريب، طرد شده وتك وتنها بميراند، رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: آمين، در اخير ابوعامر گفت: هر گروهي كه عليه تو بجنگد من هم با همكاري شان مي جنگم. درين موقف وبعد از اين مناظره، رسول گرامي صلي الله عليه وسلم وي را ابوعامر فاسق نامگذاري كرد.
ابوعامر همين طور به كفر و دشمني خود به نبي اكرم صلي الله عليه وسلم باقي ماند تا روز غزوه حنين كه منجر به شكست هوازن در مقابل مسلمانان گرديد، درين هنگام ابوعامر از زندگي نا اميد شده و به طرف شام گريخت. قبل از رفتن به طرف شام تمام ياران خود را كه در كفر ونفاق همانند او بودند گرد آورد و براي شان گفت: هر چه از نيرو ومهمات آمده گي گرفته ميتوانيد بگيريد و برايم مسجدی بنا كنيد، من به طرف قيصر پادشاه شام ميروم تا لشكر بزرگي از روم جمع آوري نموده و محمد و يارانش را از مدينه بيرون كنم.

بنای مسجد ضرار:
ابوعامر به طرف شام رهسپار شد و يارانش به تنفيذ امر او آغازيدند و مسجد ضرار را به پهلوي مسجد قباء بناء نمودند و سپس نزد رسول خدا صلي الله عليه وسلم رفته گفتند: اي رسول الله ما مسجدي را براي مريضان و مستمندان و شب هاي باراني بنا كرده ايم و دوست داريم كه اينجا بيائيد ودر آن نماز خوانده و براي ما دعاي بركت كنيد.

رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: من در حالت سفر هستم وقتي برگشتم انشاءالله آنجا مي آيم و نماز مي خوانم ، وقتی پيامبر گرامي از سفر مراجعت نمودند كه مراد از سفر غزوه تبوك ميباشد، منافقين نزد ايشان آمدند وخواستار شدند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم به مسجد شان بيايد، درين حال جبرئيل عليه اسلام آمد واز حقيقت مسجد ضرار، واز قصد آنان و هدف نهائي بناي آن خبر داد و آيات ذيل نازل گرديد: {وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (107) لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (108) أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (109) لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (110)} [التوبة: 107 – 110]

ترجمه آيات: آنانيكه مسجدي براي زيان رسانيدن وبه جهت كفر وبراي تفرقه افگندن ميان مسلمانان وكمين گاه ساختن براي آنانيكه با خدا و رسولش پيش ازين جنگ كرده اند، ساخته اند و البته سوگند مي خورند كه جز نيكي چيزي را نخواسته اند وخدا گواهي ميدهد كه ايشان دروغگو يانند، هر گز در آنجا مايست، به تحقيق مسجدي كه برنيت تقوي از روز اول بنياد نهاده شده است بهتر است كه در آن بايستي .

آنجا ( مسجد قباء) مرداني اند كه دوست دارند پاك شوند وخدا پاك شونده گان را دوست ميدارد.

آيا كسيكه عمارت خود را برترس از خدا وخوشنودي او بنياد نهاده بهتر است يا آنكه عمارت خود را بر كناره زمين رود خوردهء در حال افتادن بنا كرده است پس با صاحب خود در آتش دوزخ افتاد وخدا گروه ستمگاران را راهياب نميكند. هميشه عمارت ايشان كه بنا كرده اند سبب شك در دلهاي ايشان ميباشد مگر آنكه دلهاي ايشان پاره پاره شود وخدا داناي درست كار است.

ويران كردن مسجد ضرار:
بعد از اينكه پيغمبر اكرم صلي الله عليه وسلم از شنيدن وحي فارغ گردید، شتابان بلند شده و اصحاب را جمع نموده و چهار نفر را انتخاب كرد كه آنان مالك بن دخشم، معن بن عدي، عامر بن سكن و وحشي بودند.
براي آنها گفت: به طرف اين مسجد كه اهلش ستمگاراند برويد و آنرا خراب كرده و بسوزانيد، آنان در حال رفته و وارد مسجد ضرار شدند كه منافقين داخل آن بودند در آن حال مسجد را منهدم نموده و سوختاندند، اهالي آن مسجد پراكنده شدند وسپس رسول معظم اسلام امر نمود كه جاي آنرا زبال دان قرار دهيد كه نعش ها وآشغال ها را در آن بيندازند.

مرگ ابوعامر فاسق:
اما ابوعامر فاسق، طرد شده و تنها و غريب به شام مرد؛ چنانچه خودش چنين عليه خود دعا كرده بود، واين سزاي ستمگاران است.

موقف حنظله در باره پدرش:
بعد از اينكه دانستیم كفر ابوعامر فاسق را خداوند در قرآن كريم بيان داشته و او وقومش را به عذاب درد آوري وعيد داده است مي بينیم كه فرزندش كاملاً بر عكس اوست.

به تحقيق كه ايمان قوي و عقيده ثابت و فطرت پاكي داشت، حنظله مبارك عملكرد، كفر و دشمني پدر خود را نسبت به رسول خدا مشاهده كرده و از مذاكره او عليه رهبر بشريت اطلاع يافت؛ لذا از رسول الله اذن كشتن پدر خود را خواستار شد.
نبي اكرم صلي الله عليه وسلم وي را نهي نموده وبه معامله نيكو توصيه اش كرد. در واقع حنظله به خاطریی قصد كشتن پدرش را نمود تا امر خداوند را تنفيذ نمايد كه ميفرمايد:
{لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ} [المجادلة: 22] نخواهي يافت قومي را كه بخدا وروز آخرت ايمان دارند باين صفت كه دوستي كنند با كسيكه با خدا ورسول او خلاف كرده است واگر چه آن جماعت پدران يا پسران يا برادران ويا خويشاوندان ايشان باشند آن مؤمنان كه با كافران دوستي ندارند خدا در دل هاي شان ايمان را نوشته است.

حنظله اين تصميم را گرفت تا قرابتي كه او را از الله دور ميكند قطع نمايد وبر عاطفه وآن قرابت فايق آيد وخود را به الله نزديك كند تا صداقت ايمان وعلو نفس و پاكي دل او نمايان شود. ( والله يختص برحمته من يشاء والله ذوالفضل العظيم) خداوند كسي را كه بخواهد به رحمت خود اختصاص ميدهد والله داراي فضل بزرگي است.

دلاوري حضرت حنظله رضي الله عنه:
او رضي الله عنه در غزوه احد موقف برازنده و قهرماني خارق العاده داشت از تصور بيرون است، صبح شب اول عروسي اش صداي منادي جهاد را شنيد در حال لباس هاي خود را پوشيد و شمشير را برداشت و اسپ تيز رفتارش را سوارشد و همراي رسول خدا صلي الله عليه وسلم براه افتاد ورسول معظم اسلام يارانش را بسيج نموده وفضايل جهاد را بيان مي نمود و به پايداري در مقابل دشمن ستمگر ترغيب ميكرد، لذا حنظله به صفوف جنگاوران ملحق شد وفراموش كرد كه جنب است وبه غسل ضرورت دارد.

بعضي گفته اند كه او در حال غسل نمودن بود كه نداي جهاد را شنيد ونتوانست غسلش را تكميل كند پس لباس هاي خود را پوشيد وبه طرف پيكار حركت نمود.

در آن شب زن حنظله بخواب ديده بود كه دروازه آسمان باز شده وحنظله در آن داخل گردیده و سپس دروازه بسته شد.
آري ! دروازه هاي آسمان جز براي نفوس پاك وپاكيزه باز نميشود اما دروازه هاي آسمان براي نفوس خبيث وفاسق ونافرمان بسته ميشود واز باز شدن ابا دارد بدليل اينكه خداوند ميفرمايد: {إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ} [الأعراف: 40]

محققاً كسانيكه آيات ما را تكذيب كردند واز قبول آن سركشي نمودند هر گز براي ايشان دروازه هاي آسمان گشاده نميشود و به بهشت تا وقتيكه شتر در سوراخ سوزن داخل شود وارد شده نميتوانند گناهكاران را چنين جزا ميدهيم.
این آیه شتر را خاص نمود بخاطر اينكه شتر بزرگ جثه ترين حيوان نزد عرب آنروز بود و جسم شتر از بزرگترين اجسام و سوراخ سوزن از تنگترين سوراخ هاست واين تعليق به محال است وتعليق بمحال محال ميباشد پس معني اين ميشود كه دخول كفار به بهشت محال است.

قهرماني وشهادت طلبي :
وقتيكه به ميدان احد آمد و به نبرد آغازيد و دو لشكر باهم روبرو شدند كه يكي لشكر نور و ايمان و ديگري لشكر كفر وتاريكي بود، حضرت حنظله رضي الله عنه در ميدان نبرد حمله ور ميشد و اسپ خود را جولان ميداد و در جستجوي ابوسفيان سر كرده لشكر مشركين بود همينكه او را ديد جلويش را گرفت وقصد او را به تمام دلاوري وجانبازي كرد ونزديك بود كه ابوسفيان را بقتل برساند كه شمشير ابوسفيان به حنظله رسيد و او را به شهادت رسانيد. ابوسفیان در حالت مسرت وخوشحالي گفت: حنظله در مقابل حنظله، هدف او اين بود كه اين حنظله را در مقابل حنظله پسرش كه در غزوه بدر كشته شده بود كشته است.

آنگاه كه خبر شهادت حضرت حنظله به رسول خدا صلي الله عليه وسلم رسيد فرمود: من فرشتگان را ديدم كه حنظله بن ابي عامر را در بين زمين وآسمان بآب زلال در ظروف نقره ئي غسل ميدهند، صحابه در جستجوي او رفتند ديدند كه آب از سرش قطره قطره مي چكد، نبي اكرم صلي الله عليه وسلم بعضي از اصحاب را نزد همسر حنظله فرستاد در مورد حنظله سوال نمودند، او گفت: در حالي بيرون شد كه جنب بود و يك سمت بدن خود را شسته بود و بس، همينكه ندای جهاد را شنيد بطرف نبرد بيرون گرديد.

بخاطر اينكه ملائكه وي را غسل دادند به غسيل ملائكه مسمي گرديد چه زيباست اين نفس مؤمن!
شاه داماد از همسرش در شب اول عروسي جدا ميشود و شتابان به طرف لقاي پروردگار حركت ميكند و همين كه نداء جهاد را ميشنود غسل خود را تمام نميكند، پس جاي تعجب نيست كه فرشتگان وي را بين آسمان و زمين غسل دهند. اين بزرگداشت در مقابل آن شهامت است خداوند در حديث قدسي ميفرمايد: كسيكه به سويم يك بلست نزديك شود من به سوي او يك متر نزديك ميشوم وكسيكه بطرفم قدم زده آيد بطرف او دوان دوان ميروم.

سرانجام فضيلت وجايگاه:
او رضي الله عنه در قلوب و ضمير ياران رسول خدا صلي الله عليه وسلم جاي داشت كه هر گز فراموشش نمي كردند و زياد او را ياد نموده و بفضل ومناقب او ميباليدند. روايت شده كه قبيله اوس او را ياد كرده و بياد وي افتخار نمودند وگفتند: غسيل ملائكه حنظله بن ابي عامر، عاصم بن ثابت بن قيس بن ابي اقلح كه زنبور ها از وي حمايت نمودند وخزيمه بن ثابت كه شهادت او بجاي شهادت دو نفر قبول شد وسعد بن معاذ كه بمرگش عرش رحمن لرزيد از قبيله ما بودند.
وخزرجي ها گفتند كه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وسلم چهار نفر از قبيله ما قاريان قرآن بودند: زيد بن ثابت، ابوزيد، معاذبن جبل وابي بن كعب رضي الله عنهم.
ابوعمر گفت: در آن زمان همه قرآن را هيچ يك از شما خزرجي ها نخواند بلكه گروهي از مهاجرين خواندند مثل: عبدالله بن مسعود، سالم مولي ابوحذيفه، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن العاص وغيرهم رضي الله عنهم .
خداوند از همه آنان خوشنود باد ودرجنت فردوس جاي شان دهد

About admin