Home » نبوي سیرت » سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(38)

سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(38)

شكست دهنده احزاب
غزوه خندق
وضعيت عمومى
(ِاذجـاَّؤُوكـُمْ مـِنْ فـَوْقـِكـُمْ وَ مِنْ اءَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ اِذْ زاغَتِ الاَْبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تـَظـُنُّونَ بـِاللّهِ الظُّنُونا. هُنالِكَ ابْتُلِىَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديدا)احزاب (33)، آيه 10.
(قرآن كريم
آنـگـاه از بالا وپائین تان  به سراغ شما[به هجوم ] آمدند، و آنگاه كه چشمها برگشت و جانها بـه گـلوهـا رسـيـد، و در حـق خداوند گمانهايى [ناروا] كرديد. آنجا بود كه مؤ منان [به محنت ] آزموده شدند، و تكانى سخت خوردند.
1 ـ مسلمانان 
پـس از جـنگ احد، مسلمانان بار ديگر صفوف خود را منظم ساخته از شرّ يهوديان بنى نضير رها شـدنـد. بـه اين ترتيب مركزيت آنها در پايگاه امن مدينه تثبيت گرديد. آنان همچنين موفق شدند روحـيـه قـريـش و ديـگـر قـبايلى كه قصد تهاجم به مدينه را داشتند و تحت تاثير خود قرار دهند. در اين فاصله آوازه شان دوباره در همه جا پيچيد و مخالفان درون و بيرون مدينه از قدرت آنان به وحشت افتادند.
2 ـ مشركان و يهوديان 
قـريـش كـه خـود را از رويارويى با مسلمانان ناتوان مى ديدند، از حضور در بدر دوم خوددارى ورزيـدنـد، زيـرا به خوبى مى دانستند كه به تنهايى توان از بين بردن مسلمانها را ندارند. قـبـايـل عـرب نـيـز از تـهـاجـم به مدينه بازماندند و طمعشان از اين شهر بريده شد؛ زيرا كه هـركـدام بـه تـنـهـايـى در سـرزمـيـن خودش مورد تهاجم لشکر اسلامى قرار گرفته يكى پس از ديگرى مغلوب مسلمانان شدند.
يـهـوديـان نيز به تنهايى ناتوان تر از آن بودند كه بتوانند مسلمانان را مورد تعرض قرار دهند، با اين وجود منتظر فرصت مناسب بودند.
قـريـش ، يـهـود و ديـگـر قـبـايـل چـاره اى جـز ايـن نـداشـتـنـد كـه بـراى از مـيان بردن مسلمانان نـيروهايشان را در يك جبهه واحد سازماندهى كنند. زيرا مسلمانان چنان نيرومند شده بودند كه از مـيان بردن آنها جز از طريق بسيج همه نيروهاى مادى و معنوى مخالف امكان پذير نبود. ماموريت جمع آوری نـيـروهـاى مـشركان و يهود اطراف مدينه به يهوديان زخم خورده بنى نضير واگذار گرديد. اينان موفق شدند، همه نيروهاى مخالف اسلام را بسيج كنند. اين نيرو از نظر مادى بر مسلمانان برترى چشمگيرى داشت و مى توانست دين جديد را از بين ببرد.
نيروهاى طرفين
1 ـ مسلمانان : سه هزار مبارز به فرماندهى پيامبر (صلی الله علیه وسلم)
2 ـ مـشـركـان : ده هـزار نـفـر، بـجـز نـيـروهـاى يـهـود بـنـى قـريـظـه ، شامل چهار هزار تن از قريش ، شش هزار تن از بنى سليم ، اسد، فزاره ، اشجع و غطفان .
فرماندهى قريش با ابوسفيان بود.
فرماندهى غطفان را عُيَينَةِ بن حِصْن و حارث بن عوف با هم بر عهده داشتند.
فرماندهى نيروى چهار صد نفرى اشجع با مسعود بن رُخَيلَه بود.
قـبـيـله سُليم هفتصد تن بودند و فرماندهى آنها با سُفيان بن عَبدِ شمس ، هم پيمان حَرْبِ ابن اُميه بود.
فرماندهى بنى اسد را طَلْحة بن خُوَيْلَد اَسدى بر عهده داشت .
هدفهاى طرفين
مسلمانان : دفاع از اسلام
مـشـركـان و يـهـوديـان : از مـيـان بـردن مـسـلمـانـان و تـاراج اموال و زنان و فرزندان آنها.
تاريخ نبرد
جـنگ خندق در شوال سال پنجم هجرى روى داد و محاصره مدينه منوره نزديك به يك ماه به درازا كشيد.
پيش از جنگ
1 ـ مسلمانان 
الف ـ مـسـلمـانـان تـصـمـيـم بـه مـانـدن در مـديـنـه گـرفـتـنـد و در شـمال اين شهر، ميان سنگستان مدينه و كوه سلع خندقى ژرف وعمیقی  كندند. زيرا اين تـنـهـا مـنـطـقـه باز مدينه بود و طرفهاى ديگر اين شهر با باغستانهاى انبوه و ديگر عوارض طـبـيعى احاطه شده بود، و با وجود اين عوارض طبيعى ، هيچ نيرويى قدرت تهاجم به مدينه را نـداشـت . از ايـن رو سـلمـان فـارسـى  پـيـشـنـهـاد كـرد، در مـنـطـقـه بـاز شمال مدينه خندقى حفر شود. اين پيشنهاد در حالى بود كه حفر خندق به منظور هدفهاى دفاعى ، هنوز نزد اعراب شناخته شده نبود.
رسـول خـدا(صلی الله علیه وسلم ) مـحـل حـفـر خـنـدق را مـيـان يـارانـش تـقـسـيـم كـرد. بـه هـر ده نـفـر چـهـل ذراع داد. رسول الله (صلی الله علیه وسلم) خود نيز مانند ديگر افراد سرگرم كار شد. آن حضرت علاوه بر حفر خـنـدق ، بـه ديـگر مسلمانان نيز كمك مى كرد. از جمله هرجا سنگ بزرگى پيدا مى شد، او براى خرد كردنش حاضر مى گشت .
مـسـلمـانان تمام طول مدت روز را كار مى كردند و براى اندكى استراحت ، شبانگاه به خانه مى رفـتـند. رسول الله (صلی الله علیه وسلم) خود بر امور مسلط بود و هيچ يك از مسلمانان جز با اجازه آن حضرت حق دست كشيدن از كار را نداشت .
ب ـ مسلمانان در دامنه كوه سلع و پشت به آن اردو زدند.
ج ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه وسلم ) براى مصونيت زنان و كودكان آنان را در يكى از مناطق امن مدينه جاى داده ، فرمودند كه از خانه هاى سست و بى دفاع خارج شوند.
د ـ پـس از حـفـر مـوفـقـيـت آمـيـز خـنـدق ، مسلمانان در پشت آن سنگر گرفتند و از بيم آن كه مبادا مـشـركـان آنـهـا را دور زده از پـشـت مورد حمله قرار دهند و راه بازگشت به مدينه را بر آنها سد كنند، از موقعيت مطمئن و استراتژيك بلنديهاى كوه سلع بهره گرفته براى دفاع پشت جناح چپ خود از آن استفاده كردند.
2 ـ مشركان و يهوديان 
الف ـ گـروهـى از يـهوديان مثل سَلاّم بن ابى الحُقيق و حُيَىِّ بن اخطب در مكه نزد قريش ‍ رفتند وآنـان را به جنگ با پيامبر اكرم (صلی الله علیه وسلم ) فراخواندند و وعده دادند كه در جنگ با مسلمانان آنان را همراهى خواهند كرد.
پـس از مـوافـقـت قـريـش بـه جـنـگ عـليـه مـسـلمـانـان ، يـهـوديـان نـزد غـطـفـان و ديـگـر قبايل رفتند و آنان را نيز به جنگ با پيامبر(صلی الله علیه وسلم) فرا خواندند. آنان نيز با شنيدن خبر شركت قريش آماده جنگ شدند.
ب ـ پـس از رسـيـدن قـريـش ، غـطـفـان و قـبـايـل ديـگـر به اطراف مدينه ، حُيَىِّ بن اخطب توانست يهوديان بنى قريظه را وادار كند تا پيمان خود با مسلمانان را بشكنند و به احزاب بپيوندند.
ج ـ مواضع جنگى احزاب در اطراف مدينه به صورت زير بود:
1 ـ قريش در جايى به نام سيلابگاه دومه ، ميان جرف و زغابه مستقر بودند.
2 ـ غطفان و قبايل نجد در جايى به نام ذَنبِ نَقمى در كنار احد موضع گرفتند.
3 ـ بنى قريظه در دژهايشان كه دراطراف مدينه منوره بود

مترجم:راشد شهامت.

About admin