Home » نبوي سیرت » سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(37)

سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(37)

درسهايى از غزوه هاى پاكسازى
1 ـ حركت شبانه
در بـيـشـتـر اين غزوه ها رسول الله (صلی الله علیه وسلم) شبانه حركت مى كرد تا مقاصد و جهت حركتش بر دشمن پوشيده بماند و بدين وسيله آنان را در زمان و مكان غافلگير سازد.
قـبـايـلى كـه رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با آنها مى جنگيد نيرومند بودند و ياور و همپيمان داشتند. چنانچه اين قبايل از حركت آن حضرت آگاه مى گرديدند، به سرعت آماده شده از هم پيمان هاى خود براى جـنـگ كـمـك مـى گـرفـتـنـد. امـا حـركـت شـبـانـه از هـمـه ايـن امـور جـلوگـيـرى مـى كـرد و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) ، در حـالى كـه نسبت به دشمن از نيروى كمترى برخوردار بود، موفق گرديد بـر هـمـه آنـهـا پیروز شـود و بـه مـقـاصـد خـصـمـانـه آنـهـا پـايـان دهـد و در دلِ ايـن قبايل و ديگر قبايلى كه آوازه پيروزى مسلمانان را مى شنيدند ترس و وحشت بيفكند.
نـخـسـتـيـن ضـربـه بر روحيه اعراب تاءثير قطعى دارد. چنانچه در نخستين جنگ مغلوب شوند پراكنده مى شوند و گرنه از ميان بردن آنها كارى بس دشوار است !
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) كـه بـا اين خصلت اعراب آشنا بود، كوشيد با يك ضربه غافلگيرانه به وسـيـله حـركـت شـبـانـه روحـيـه آنـان را بـشـدت تـضـعـيـف كـنـد و يـكـى از اصول مهم جنگ يعنى غافلگيرى را به كار بندد.
2 ـ حمله صبحگاهی
سـريـه ابُوسلمه در سپيده دم انجام شدو بنى اسد را غافلگير ساخت ، بر روحيه آنها تاءثير گذاشت و وادار به گريزشان كرد.
تـهـاجم بامدادان تضمين كننده اصل غافلگيرى است ، زيرا دشمن در اين هنگام يا خواب است و يا خواب آلود و در هر حال براى جنگ آمادگى ندارد.
امـا اين قسم تهاجم ، به نيروهاى كارآزموده نياز دارد كه اهدافشان را به خوبى بشناسند و با خودشان درگير نشوند. زيرا اين كار موجب زيانهاى جانى جبران ناپذيرى مى گردد. تهاجمهاى بـامـدادى مـسـلمانان نشانه آزمودگى و آشنايى ممتاز آنها به فنون نظامى است . همچنين اين نوع تـهـاجـم مـقـتـضـى آن اسـت كـه فرمانده بر كار خود مسلط باشد و انضباط شديدى حاكم كند تا فرمانهاى او به اجرا درآيد.
مـوفـقـيـت مـسـلمـانـان در ايـن نـوع تـهـاجـم ، نـشـان دهـنـده آمـوزش عـالى و اطـاعـت پـذيـرى كامل ، يعنى مهم ترين ويژگى ارتشهاى نيرومند و استوار است .
3 ـ جنگ شهرى و خيابانى
يـهـوديـان بـنـى نـضـيـر بـا انتقال سنگ ، خيابانها را سنگر بندى كرده براى دفاع خانه ها و خيابانها تا پاى جان ايستادند.
مسلمانان خانه به خانه و خيابان به خيابان شهر را پاكسازى كردند تا اينكه حلقه محاصره يهود تنگ گرديد و ناچار به تسليم شدند.
جـنگ شهرى و خيابانى براى نيروى مدافع آسان است ، زيرا از سويى راهها را مى شناسد و از مـحلهاى ورود و خروج خانه ها آگاه است و از سوى ديگر خيابانها و خانه ها نقش ‍ مهمى در حمايت از مـدافـعـان دارد. از ايـن رو چنين جنگى براى نيروى مهاجم دشوار است و فرمانده آن بايد كاملاً مسلط باشد و رزمندگان بايد از نظم و انضباط دقيق بر خوردار باشند.
پـيروزى مسلمانان در جنگ شهرى عليه يهوديان نشان دهنده آن است كه سطح فرماندهى ، نظم و انضباط و آموزش آنها بسيار بالا بود.
4 ـ نوآورى
نوآورى در اينجا به معناى سرعت انتقال ذهن در تصميم گيرى قاطع و درست در موقعيتهاى دشوار و پذيرش مسؤ وليت عواقب آنهاست .
رفـتـار عـبـدالله بـن اُنيس در كشتن خالد بن سفيان هُذَلى ، كه بَنى لِحْيان را براى تهاجم به مـديـنـه بـسيج كرده بود، ابتكار عمل جالبى بود و موجب پراكندگى قبيله وى گرديد. عبدالله بن اُنيس با اين كار، به تنهايى نقش يك نيروى بزرگ را ايفا كرد. در حالى كه از ميان بردن بـنـى لحـيـان نـيـازمـنـد نـيـرويـى بـزرگ و بـذل تـلاش و وقـت و مال فراوان بود و نتايج روشن و مشخصى هم نداشت .
رفـتـار رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در حركت دادن نيروها، پس از آگاهى بر تلاش عبداللّه بن ابى براى ايـجـاد فـتـنـه مـيـان مـهـاجـران و انـصـار ـ و پـيـمـودن يـك مـسـيـر دشـوار سـى ساعته يك ابتكار عمل به موقع بود. زيرا اگر چنين نمى كرد و مبارزین را به رنج نمى انداخت ، بعيد نبود كه نقشه عبدالله با پيروزى قرين گردد.
خصوصیت ابتكار عمل يكى از مهم ترين مزيتهاى فرماندهان قدرتمند است .
5 ـ حفظ روحيه
پـس از آنـكـه مـشـركان و منافقان از پيروزى بر مسلمانان در ميدان نبرد نوميد شدند، براى تضیعف نمودن روحيه آنها دست به جنگ تبليغاتى زدند.
مـشركان درصدد برآمدند كه بر روحيه مسلمانان تاثير گذاشته ، امنيت مبلّغان ارسالی را سلب كـنـنـد تـا تـبـليـغات اسلامى به محيط بسته مدينه ـ كه گنجايش برآوردن اهداف نزديك و دور مسلمانان را نداشت ـ محدود گردد.
قـبـايـل عـَضـُل و قارَه ابتدا از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) تقاضاى ارسال مبلغ كردند تا اسلام را به آنهاآموزش دهند. امـا هنگامى كه شش دعوتگراسلامى به جايى به نام رجيع  رسيدند، همين دو قبيله با همدستى هذيل به آنها خيانت كردند
عـامـر بـن طـفـيـل از بـنـى عـامـر نـيـز هـمـراه بـا گـروهـى از اعـراب در محل بئر معونه در نجد به چهل دعوتگر اسلامى خيانت كرده همه آنان را بجز يك تن ـ كه خبر شهيدان را به مدينه برد ـ شهيد كردند.
ولى آيا اين زيانها در روحيه و شكيبايى و ايمان مسلمانان تاثير گذاشت ؟
شـهـادت دعوتگران  در روحـيـه مـسلمانان بى تاءثير بود، زيرا به ارسال دعوتگران ادامه دادند و براى اينكه مشركان بار ديگر به فكر خيانت نيفتند، به انتقام خون دعوتگران شهيد بپاخاستند.
مـنـافـقـان بـراى تـاءثـيـر گـذاشـتـن بـر روحـيـه مـسـلمـانـان بـه اسـلوب جـعـل اخـبـار دروغ روى آوردنـد و پـس از غـزوه بـنـى مـصـطـلق داسـتـان اِفـْك را جعل كردند.
این اسـلوب نـيز در روحيه مسلمانان مؤ ثر واقع نشد و مشركان ، يهود و منافقان چاره اى جز اين نـديـدنـد كـه بـراى از مـيـان بـردن كامل مسلمانان نيروهاى شان را در جبهه اى واحد بسيج كنند ـ چنانكه در غزوه خندق خواهد آمد ـ

کتاب الرسول القائد.تالیف شیث خطاب .  مترجم:راشد شهامت.

About admin