Home » نبوي سیرت » سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(36)

سیرت نظامی رسول الله صلی الله علیه وسلم بخش(36)

7 ـ غزوه بنى مصطلق
الف ـ نيروهاى طرفين
1 ـ مـسـلمـانـان : نـيـرويـى در حـدود هـزار نـفـر سـوار و پـيـاده بـا سـى اسـب ، بـه فـرمـاندهى رسول الله (صلی الله علیه وسلم)
2 ـ مشركان : بنى مصطلق از قبيله خزاعه و همپيمان بنى مدلج بودند و فرماندهى آنان را حارث بن ابوضرار خزاعى بر عهده داشت .
ب ـ هدف
از ميان بردن گروههاى جنگ طلب بنى مصطلق ، پيش از تعرض به مدينه منوره .
ج ـ حوادث
بـه رسول الله (صلی الله علیه وسلم) راپور وگـزارش شـد كـه بـنى مصطلق (شاخه اى از خزاعه ) نيروهاى خود را در مـنـطـقـه مـُرَيـْسـيـع نـزديـك مـكـه گـردآورده انـد تـا بـه مـديـنـه حـمـله كـنندو رسول الله (صلی الله علیه وسلم) را بـه قتل رسانند. از اين رو رسول الله (صلی الله علیه وسلم)به منظور غافلگير ساختن دشمن به سمت آنان حركت كرد.

 بیرق و پرچم مهاجرین به حضرت ابوبكر(رضی الله تعالی عنه) وبیرق انصار به سعد بن عباده (رضی الله تعالی عنه)داده شد. مسلمانان بـر سـر چاهى به نام مريسيع در نزديكى بنى مصطلق فرود آمده آنان را محاصره كردند. به دنـبـال آن ، قبايل همپيمانى كه براى كمك به بنى مصطلق آمده بودند گريختند. پس از آنكه ده تـن از نـيـروهـاى دشمن كشته شدند و يك تن از مسلمانان به شهادت رسيد، بنى مصطلق تسليم گشته ، وبه اسارت درآمدند.
حضرت عـمربن خطاب (رضی الله تعالی عنه) در ميان سپاهيان مزدورى داشت كه از اسب او نگهدارى مى كرد. پس از پايان نبرد، ايـن مـرد بـا مـردى از خزرج بر سر آب اختلاف پيدا كردند و به جنگ پرداختند. در اين هنگام هر كدام از آنها به عنوان كمك خواهى مهاجرین و انصار را صدا زدند.
عـبـدالله بـن اُبى سركرده منافقان ـ كه به منظور مسلمان وانمود كردن خود در راس منافقان در ايـن جـنـگ شركت كرده بود ـ با شنيدن اين فرياد، فرصت را غنيمت شمرد تا آتش فتنه ديرينه ميان مهاجرین و انصار را شعله ور سازد.
همين كه رسول الله (صلی الله علیه وسلم)از قضيه با خبر شد، پيش از بالا گرفتن كار فتنه ، فرمان حركت را صـادر كـرد. مـدت يك شبانه روز كامل را با مردم راه پيمود و روز دوم نيز مسلمانان تا بالا آمدن آفتاب در عين خستگى مفرط راه پيمود. هنگامى كه دستور فرود آمدن صادر شد، هنوز پهلوى مردم به زمين نرسيده بود كه از فرط خستگى به خواب مى رفتند!
خـسـتـگـى مـردم فـتـنـه عـبـدالله ابـى را به فراموشى سپرد و همراه اسيران و غنايم به مدينه بازگشتند
پندار مسلمانان بر اين بود كه رسول الله (صلی الله علیه وسلم)عبدالله بن ابى را كيفر خواهد داد. زيرا كه وى در روز فـتـنه گفته بود: (اگر به مدينه بازگرديم هرآينه عزتمندان فرومايگان را بيرون مـى رانـنـد.) فرزند وى آمد و از رسول الله (صلی الله علیه وسلم)تقاضا كرد، كشتن پدرش را بر عهده او بگذارد! …
امـا رسول الله (صلی الله علیه وسلم)از او در گـذشـت و به فرزند راستگو و امانتدار او فرمود: (ما او را نمى كشيم ، بلكه با او مدارا مى كنيم و تا هنگامى كه با ما باشد با او خوشرفتارى مى كنيم رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در ايـن غـزوه مـدت 28 روز از مـديـنـه غـايـب بـودو در اول ماه مبارك رمضان به آن شهر وارد شد

کتاب الرسول القائد.تالیف شیث خطاب .

مترجم:راشد شهامت.

About admin